سایت دانلود پایان نامه های رشته مدیریت

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت ومدیریت سود

قسمتی از متن پایان نامه :

مدیریت سود

 

2-2-7-1- تاریخچه مدیریت سود

فرضیه مدیریت سود، در آغاز با عنوان هموارسازی سود توسط هپ ورث1953ارائه و بعداً توسط گوردن 1963  معرفی گردید. برای اولین بار توسط مک نیچلسون 1988عبارت “مدیریت سود” جایگزین عبارت “هموارسازی سود ” گردید. ازاین جهت، مدیریت سود در کانون توجه قرار گرفت؛بر این اساس که می تواند د ر تهیه اختصار ای ازعملکرد شرکت اعمال نفوذ کند و نتایج مورد نظرخود را منعکس کند (خدادادی وجان جانی، 1389).

 

2-2-7-2- تعاریف مدیریت سود

تعریف های متعددی ازمدیریت سود توسط محققان ارائه شده می باشد که بعضی ازآن ها عبارتنداز:

  • جونزوشارما (2001)، تعریف جامعی در خصوص مدیریت سود ارائه نموده اند. به عقیده آن ها مدیریت سود(دستکاری سود)زمانی اتفاق می افتد که مدیران با بهره گیری از قضاوت (تشخیص) در گزارشگری مالی و ساختار مبادلات جهت گمراه کردن بعضی از ذینفعان(شامل سهامداران، اعتباردهندگان، کارکنان، دولت، سرمایه گذاران و… ) درمورد عملکرد اقتصادی شرکت یا تحت تاثیر قرار دادن نتایج قراردادی که به ارقام حسابداری گزارش شده وابسته می باشد، درگزارشگری مالی تغییر ایجاد می کند.
  • اسکیپرز[1]، 1989 مدیریت برسود رابه این گونه تعریف کرده می باشد:

دخالت آگاهانه در فرآیندارائه گزارش مالی به خارج از شرکت با قصد دستیابی به سود ویژه(وهدف این نیست که عملیات بی طرفانه این فرآیندتسهیل گردد(ولک، 1389، ص133).

  • دیجورج وهمکاران[2](1999) مدیریت سود رابعنوان نوعی دستکاری مصنوعی توسط مدیریت جهت حصول به سطح موردانتظارسود برای بعضی تصمیمات خاص (ازجمله پیش بینی تحلیل گران ویابرآورد طریقه سودهای قبلی برای پیش بینی سودهای آتی )تعریف می کند. به نظرایشان، درواقع انگیزه ی اصلی مدیریت سود، مدیریت تصورسرمایه گذاران در ارتباط با واحدتجاری می باشد.
  • اسکات به مدیریت سود به عنوان اختیارشرکت درانتخاب سیاستهای حسابداری برای دستیابی به بعضی اهداف خاص مدیر، تصریح می کند. (اسکات، 1389، ص13).

اسکات مدیریت سود را ازدو جنبه قراردادوگزارشگری مالی مورد توجه قرار می دهد. اودرکتاب خود چنین نوشته می باشد:

ازجنبه عقدقراردادمی توان از مدیریت عایداتی  به عنوان وسیله کم هزینه برای محافظت شرکت در برابر اثرات تحقق اوضاع طبیعت پیش بینی نشده، باتوجه به وجود قراردادهای سخت (انعطاف ناپذیر) و ناکامل بهره گیری نمود. ازجنبه گزارشگری مالی، مدیران ممکن می باشد بتوانند بااستفاده ازمدیریت عایداتی برارزش بازارسهام شرکت اثربگذارند. برای مثال آنها ممکن می باشد بخواهند این باور را در مخاطبین خود ایجاد کنند که سود شرکت طی سالهای متوالی  روندی فزاینده وپایدار داشته باشد. برای رسیدن به این هدف، باتوجه به کارآمدی بازار اوراق بهادار، آنها مجبورند از اطلاعات درون سازمانی خوداستفاده کنند. بدین ترتیب مدیریت عایداتی را می توان بعنوان وسیله ای برای دادن اطلاعات درون سازمانی  مدیریت به سرمایه گذاران تلقی نمود. این جنبه ها هردو دارای این نتیجه گیری جالب وشایدشگفت آورباشد که بهره گیری از مدیریت عایداتی  به اندازه کم می تواند ” خوب ” باشد. هرچند بعضی ازمدیران ممکن می باشد ازمدیریت عایداتی سوءاستفاده کنند. ازجنبه عقدقراردادآنها ممکن می باشد فرصت طلبانه اقدام کرده  واز مدیریت عایداتی به نفع خود وبه زیان طرفهای دیگر قرارداد بهره گیری کنند. ازجنبه گزارشگری مالی آنها ممکن می باشد بیش از اندازه به حذف دفتری بعضی از اقلام حسابداری اقدام کنند. یابراشکال دیگرسودآوری به غیراز سودخالص، مانند سود شکلی وگزارش شده تاکیدکنند. بعضی از این اقدامات نشان می دهد که کارایی بازاراوراق بهادار به گونه کامل مورد بول مدیران نیست. حداقل نتیجه بهره گیری بیش از اندازه ازمدیریت عایداتی کاهش اعتبار گزارشات مالی می باشد. به هرعلت که میخواهد باشد، واضح می باشد که مدیران توجه زیادی به عملکردنهایی گزارش شده شرکت دارد. باتوجه به آنکه مدیران قدرت انتخاب ازمیان مجموعه ای ازسیاست های حسابداری را دارند، طبیعی می باشد که آن سیاست های حسابداران را انتخاب می کنند که درجه رضایت مندی ان ها ویا/ارزش بازارشرکت را به حداکثر برساند. درک مدیریت عایداتی برای حسابداری مهم می باشد. زیرا موجب درک بهترآنهاازسود خالص هم ازجهت ارائه گزارشات به سرمایه گذران وهم ازجنبه عقد قرارها می باشد. به عقیده اسکات مدیریت عایداتی عبارت می باشد ازگزینش سیاست حسابداری توسط مدیر برای رسیدن به هدف مشخصی گفتنی می باشد که تفسیرگزینش سیاست حسابداری بسیارگسترده می باشد. هر چند که مرز تقسیم مشخصی وجو ندارد اما برای سهولت تحلیل می توان گزینش سیاست‎های حسابداری را به دو دسته تقسیم نمود. یکی گزینش سیاست های حسابداری درمواردی مانند استهلاک به روش خط مستقیم در مقایسه با روش های نزولی  و انتخاب سیاست های مرتبط با شناخت درآمد می باشد. دسته دیگر اقلام مرتبط با روش حسابداری تعهدی اختیاری می باشد. مانند در نظر گرفتن ذخایر دفتری پیرامون زیان‎های ناشی ازفروش های اعتباری، هزینه مربوط به ضمانت نامه های کالای فروخته شده، کاهش ارزش کالاوزمان ومبلغ مربوط به اقلام غیرتکراری وفوق العاده مانندحذف دفتری وذخایرمربوط به مخارج سازماندهی مجدد. مدیری که سودگزارش شده دوره جاری رابااستفاده ازمدیریت عایداتی با مبلغ بالایی نشان می دهد، مطمئنا باتوجه به معکوس شدن اقلام تعهدی، سود دوره های آینده را ناگزیربا مبلغ کمتری گزارش خواهد داد. در نتیجه اگر مدیر بخواهد ثبت اقلام زیان ده را باز هم به تعویق بیاندازد، نیاز به بهره گیری بیشتر از مدیریت عایداتی خواهد داشت. درواقع اگرعملکرد شرکت ضعیف باشد، نمی توان با بهره گیری از مدیریت عایداتی اوقات ناخوشایند امروز را برای همیشه به تعویق انداخت. پس این عقیده که اندازه کم مدیریت عایداتی می تواند خوب باشد نبایدبه عنوان توجیهی برای تهیه گزارشات گمراه کننده وتقلبانه مورد بهره گیری قرار گیرد. یک مرز ظریف بین مدیریت عایداتی وسوء مدیریت عایداتی هست. درنهایت این مرز بایستی توسط هیئت های  تعیین کننده استانداردهای حسابداری، کمیسیون ناظر بر اوراق بهادارومراجع قانونی ودادگاه ها مشخص گردد. (همان منبع 1389، صص14-11).

[1] Schipper

[2] Degeorger et al

 

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

1-4- اهداف پژوهش

 

1-4-1- اهداف علمی

 

1-4-1-1- تبیین  تأثیر نظارت وام دهندگان بربدهی های کوتاه مدت.

1-4-1-2- تبیین ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت ورفتارمدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی.

1-4-2- اهداف کاربردی

 

1-4-2-1- ارتقای امورمالی وحسابداری.

1-4-2-2 ارتقای کیفیت صورتهای مالی بواسطه متغیربدهی های کوتاه مدت

1-4-2-3- ارائه راهکاری به منظورکاهش رفتارهای فرصت طلبانه کارمندان  ومدیران شرکت ها.

 

مطالعه ارتباط بین بدهی های کوتاه مدت و مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی درشرکت های رتبه بندی شده سازمان مدیریت صنعتی -DDN905UW

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید